نرم افزارهای ارتباطی موبایل5

حجت الاسلام والمسلمین محسن عباسی ولدی

کارشناس مباحث خانواده و تربیت دینی

………………………………….

برنامه گلبرگ 29.3.93 – نرم افزارهای ارتباطی موبایل

%d8%a2%db%8c%da%a9%d9%88%d9%86-%d8%b5%d9%88%d8%aa

من وکیل دادگستری هستم. از وقتی که برنامه های نرم افزاری وارد خانواده ها شده است ، تعداد پرونده های طلاق در مورد ارتباط همسران با نامحران زیاد شده است .بخاطر برنامه های ارتباطی گوشی همراه دفاتر، پر از طلاق شده است.

پاسخ – ما در مورد شیوه ی استفاده از برنامه های اجتماعی تلفن همراه بحث کردیم. ما نگفتم که به هیچ وجه نباید از این برنامه ها استفاده کرد یا تمام کسانی که از اینها استفاده می کنند بد استفاده می کنند یا همه ی افراطی استفاده می کنند و باید این نرم افزارها را از گوشی ها حذف کنند. تاکید ما این است که استفاده باید بر اساس منطق صحیح شکل بگیرد. آن منطق صحیح این است :محتوای خوب و اندازه از نظر زمان متعادل باشد طوری که به زندگی انسان لطمه وارد نکند. البته کم نیستند کسانی که یکی از این دو مؤلفه یا هر دو مؤلفه را رعایت نمی کنند. مردم در این زمینه ،نیاز به فرهنگ سازی دارند. ما مخالف پیشرفت نیستیم. پیشرفت و فرهنگ بالا به معنای استفاده ی بی منطق و افراطی از این وسایل نیست. استفاده ی منطقی درحد میانه روی ، نشان دهنده ی فرهنگ بالا و فهم صحیح این ابزار است.

من یک پسر هشت ساله دارم که دلش می خواهد تبلت یا گوشی داشته باشد. این وسایل را باید در چه سنی برای پسرم تهیه کنم؟ بهترین سن برای خرید این لوازم چه سنی است؟ البته او کامپیوتر دارد.

پاسخ –در بحث های تربیتی بجای تعیین عدد باید قاعده را به مردم یاد داد. بجای دادن ماهی ،ماهیگیری یاد می دهیم. مخصوصا در مسائل تربیتی بخاطر تفاوت ویژه ای که بین افراد و تربیت آنها وجود دارد تعیین سن چندان معقول نیست. مثل سن ازدواج ،بعضی ها می گویند سن ازدواج پسرها 24 سال است .چه کسی می گوید؟ ممکن است که پسری در سن 18 سالگی آمادگی ازدواج را داشته باشد ولی پسری در سن 28 سالگی هنوز موقعیت ازدواج برایش فراهم نباشد. چون نوع تربیت و فضایی که افراد در آن بزرگ شده اند فرق می کند.

در مورد خرید تلفن همراه برای بچه ها باید دو تا شرط را در نظر گرفت: شرط اول این است که بچه به سنی رسیده باشد که ضرر و زیان و استفاده ی صحیح و اشتباه را بفهمد یعنی تشخیص بدهد که استفاده درست است یا نادرست. یعنی صرفا بخاطر جذابیت ها موجود در ابزار جدید که روی تلفن همراه نصب می شود ،به سمت آنها نرود. و در واقع قدرت مدیریتی پیدا کرده باشد. که این به نوع تربیت پدر و مادرها دارد. ما در تربیت بچه ها کم کاری می کنیم و شیوه های دینی را یاد نگرفته ایم و اجرا نکرده ایم. شرط دوم نیاز است. ممکن است که کسی به این رشد سنی رسیده باشد ولی نیازی به گوشی همراه نداشته باشد. بچه ای که صبح به مدرسه می رود و بعدازظهر با سرویس به خانه برمی گردد یا مدرسه اش خیلی نزدیک است .و با خانواده بیرون می رود ،این بچه نیازی به تلفن همراه ندارد. گاهی ما در دست بچه ی ابتدایی تلفن همراه می بینیم. چرا؟ گاهی پدر و مادر در کنار این بچه هستند و بچه با تلفن همراه بازی می کند. تلفن همراه برای بازی کردن نیست. استفاده ی تلفن همراه برای بازی نشانه ی نفهمیدن منطق تلفن همراه است.

ابزار مدرن وارد کشور ما می شود ولی فرهنگ استفاده آن وارد نمی شود. یعنی ما فرهنگ استفاده از آنها را نمی دانیم. موارد مقطعی استفاده از تلفن همراه ( مثلا بچه یک روز می خواهد بیرون برود) دلیل مالکیت تلفن همراه نمی شود. اگر بچه یک روز می خواهد به اردو برود می تواند تلفن همراه مادرش را ببرد. پسر بزرگ من طلبه است و16 سال دارد و یک تلفن همراه دارد ولی بیشتر مواقع آنرا خانه می گذارد و با کارت تلفن به ما زنگ می زند. پسر دیگر من که کلاس پنجم است تلفن همراه ندارد اگر نیازی به تلفن همراه داشته باشد از تلفن مادرش استفاده می کند و تاکنون هم مشکلی پیش نیامده است. گاهی اوقات ما بخاطر نیاز مقطعی وسیله ای را وارد زندگی فرزندمان می کنیم که به آن عادت می کند. همچنین امواج تلفن همراه برای بچه ها مضر است. در ضمن ما نمی توانیم از بچه ها انتظار مدیریت این وسیله را داشته باشیم زیرا هنوز در عالم بچگی سیر می کنند.

در سنین پایین بچه ها را معتاد به تلفن همراه نکنیم. بچه ها در کودکی نیاز به فعالیت دارند و هر ابزاری که وارد زندگی آنها بشود و فعالیت حرکتی آنها را خنثی کند، در تربیت بچه ها اثر منفی دارد.

من هیچ کدام از برنامه های مجازی را در گوشی ام نصب نکرده ام ولی از شانس بَدَ من ،در یک عروسی زنانه فردی از خودش عکس گرفته و من هم ندانسته داخل عکس بودم و بعد همان عکس را در یکی از نرم افزارها به اشتراک گذاشته که من بعداً از بقیه این خبر را شنیدم.

پاسخ- برنامه های نرم افزارگوشی همراه یک چهاردیواری نیست که دور ما کشیده باشند. این برنامه ها مانند یک بیابانی است که کیلومترها دور آن دیواری نیست. وقتی وارد آن می شویم ،اگر احتیاط نکنیم بسیاری از اطلاعات شخصی ما در اختیار دیگران قرار می گیرد. به همین دلیل در استفاده از این نرم افزارها ،باید یاد بگیریم که نرم افزارها چه قابلیتی دارد و دیگر اینکه فقط به حریم خصوصی خودمان توجه نکنیم. شاید استدلال خانمی که این عکس را گرفته ،این باشد که برای من و همسرم اشکالی ندارد که این عکس را دیگران ببینند. ولی این خانم باید بداند که خانم پشت سر ایشان حق دارد که نخواهد عکسش را به اشتراک بگذارد. بعضی از افراد در مجالس عکس می گیرند و بعد آنرا به اشتراک می گذارند و فردی مثل این خانم پاسوز انتخاب شخصی دیگران می شود. پس باید به حریم خصوصی دیگران احترام بگذاریم.

گاهی اوقات فرزندان گوشی های موبایل دوستان شان را می بینند و از پدر و مادر هم می خواهند که برای آنها گوشی تهیه کند. پدر و مادرها باید چکار کنند؟

پاسخ – بعضی مواقع پدر و مادرها می گویند که فرزندان مان می گویند که ما چه چیزی کمتر از پسر خاله یا … داریم که او باید گوشی داشته باشد ولی ما نداشته باشیم. ما باید بچه های خودمان را طوری تربیت کنیم که بچه ها خانواده محور باشند. بچه های خانواده محور ،بچه هایی هستند که در خانه طوری تربیت پیدا می کنند که جامعه را با ملاک خانواده محک می زنند.یعنی در خانواده طوری بزرگ شده و به این نتیجه رسیده اند که تلفن همراه برای بچه ی ده ساله ضرورتی ندارد. و وقتی تلفن همراه را در دست بچه ها می بیند این طور قضاوت می کند :چرا پدر و مادرهای این بچه به فکر نیستند و برای بچه ی ده ساله تلفن همراه خریده اند؟ بچه های جامعه محور برعکس هستند یعنی بچه هایی هستند که خانواده را با ملاک جامعه محک می زنند. این بچه ها وقتی دست پسرعمویشان تلفن همراه می بینند می گویند: من چه چیزی کمتر از پسرعمویم دارم که او تلفن همراه دارد ولی من ندارم؟ در واقع این بچه به تصمیم خانواده اعتماد ندارد.

ما چکار کنیم که بچه های مان خانواده محور تربیت شوند؟

پاسخ – خانواده محور بار آوردن بچه ها یک حدیث مفصل است که دراین محفل نمی گنجد. بچه های خانوده محور بچه هایی هستند که در خانواده پاسخ نیازهای حقیقی خودشان را می گیرند. بعضی از پدر و مادرها ،هنوز تفاوت بین نیازهای کاذب و حقیقی بچه ها را تشخیص نداده اند. برای پاسخ گویی به نیاز بچه ها ، ما نیاز به محبت و احترام داریم. بچه ها باید در فضای خانواده از طرف پدر و مادر،در نهایت سیری، محبت را احساس کنند یعنی باید در داخل خانه از محبت سیر بشوند. و در خارج از خانه گدای محبت نشوند. دیگر اینکه بچه ها باید در فضای خانه احساس شخصیت کنند که هستند و دیده می شوند. و احساس کنند که به آنها توجه می شود. اگر در هر کدام از اینها خلل وارد شود، بچه ها به سمت جامعه سوق داده می شوند. زیرا در جامعه فضا برای پاسخ گویی به این نیازها فراهم است البته بصورت کاذب. مثلا از طریق رفقای مدرسه و تعامل با کسانی که با آنها چندان رفاقتی ندارد. وقتی بچه ها در خانواده محبت و احترام را از پدر و مادرشان می بینند تابع پدر و مادر می شوند. تلفن همراه خریدن محبت نیست .بچه ها نیاز دارند که پدر و مادر به آنها توجه کنند، با آنها بازی کنند و برای آنها وقت بگذارند .وقتی بچه ها می فهمند که پدر و مادر از صمیم قلب آنها را دوست دارند و برایشان وقت می گذارند و بخاطر آنها خودشان را بچه می کنند و با آنها بازی می کنند، حرف آنها را گوش می دهند. ما می توانیم با یک بازی ،دو ساعت بچه ای را سرگرم کنیم که حتی معتاد به تلویزیون است . واقعیت این است که بازی های کامپیوتری و تلویزیون، ابزاری شده برای پدر و مادرهایی که نمی خواهند برای بچه شان وقت بگذارند. بازی با رایانه به روح بچه ضرر وارد می کند زیرا روح بچه تحمل دیدن این همه صحنه ها و تصاویر و هیجان ساکن را ندارد. اثر اینها کمتر از کتک زدن جسمی بچه نیست. این یک کتک زدن محترمانه است که دست در آن کار نمی کند و پدر و مادر با این کار می خواهد راحت باشد و به کارهایش برسد. اگر ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم هم حوصله ی آنرا داریم و هم می توانیم وقتش را فراهم کنیم. مثلا پدری که می گوید خسته است ،هنگام بازی جام جهانی فوتبال ها را با حوصله تماشا می کند.

بسیاری از شخصیت های بچه زیر هفت سال بسته می شود ولی در جامعه ی ما فکر می کنند که تربیت بعد از هفت سال شروع می شود. ما به خیلی از پدر و مادرها که از نوجوانان شان می نالند می گوییم که باید صبر داشته باشند زیرا در هفت سال اول که دوران طلایی تربیت بچه بود و اوج آن در محبت و بازی کردن با بچه بوده، را از دست داده اند و حالا باید تلاش کنند که گذشته را جبران کنند و تازه به نقطه ی صفر برسند. ما باید در نظر بگیریم که زمان تربیت بچه محدود است.

باید به معصومیت بچه توجه کنید تا یک رابطه ی عاشقانه برقرارکنید و برای بچه وقت بگذارید. ما می توانیم برای بچه های مان مرخصی ساعتی بگیریم همان طور که برای تماشای فوتبال مرخصی می گیریم. پاسخ دادن به نیاز واقعی بچه یعنی رابطه عاشقانه، باعث می شود که بچه خانواده محور بار بیاید. قلب این بچه دست خداست، شما وظیفه تان را انجام بدهید،خدا کاستی ها را جبران می کند. پس نیازهای بچه ها را بشناسیم و به نیازهای آنها پاسخ بدهیم.

وقتی شما برای فردی احترام قائل هستید در مورد تصمیمی که در مورد فرد دارید با او حرف می زنید. ولی وقتی خودسرانه برای او تصمیم می گیرید این پیام را دارد که تو ارزش نداری که برایت وقت بگذارم .

بعضی مواقع می گویند:اگر به بچه ی کوچک خیلی بها بدهید در آینده پُررو می شود یا لوس می شود .آیا این درست است ؟

پاسخ – دو رکن اصلی برای تربیت بچه ها ،محبت و احترام گذاشتن است. بیشتر اوقات پدر و مادرها فقط انواع خاصی از محبت را در مورد فرزندان شان بکار می برند. عمده محبت در محبت رفتاری است یعنی رفتارهای محبت آمیز که هشتاد درصد آن پولی نیست. اگر بچه در کنار محبت های رفتاری، احساس شخصیت کند ، این شخصیت اجازه نمی دهد که بچه لوس شود .لوس شدن یعنی سوءاستفاده از محبت. بچه وقتی احساس شخصیت می کند متوجه می شود که سوءاستفاده از محبت، شخصیت بدست آمده (در خانه ی )او را از بین می برد یعنی شخصیت شکل گرفته ی او، اجازه ی لوس شدن را به او نمی دهد. بچه هایی که در خانه احساس شخصیت نمی کنند بچه های خطرناکی هستند یعنی زمینه برای انحراف آنها بشدت مساعد است زیرا به هر کس که به او شخصیت بدهد گرایش پیدا می کنند و خدا رحم کند که اولین نفری که به او شخصیت می دهد، رفیق خوب یا محیط خوبی باشد ولی اگر رفیق یا محیط خوب نبود زمینه ی انحراف این بچه ها فراهم می شود. پس اگر به لوس شدن بچه اهمیت می دهید به شخصیت بچه ها اهمیت بدهید و شخصیت بچه ها را خُرد نکنید. مثلا بچه ای جلوی میهمان ها لیوان را می شکند و پدر خانواده شخصیت او را زیر سوال می برد که مگر تو چشم نداری ولی اگر همین لیوان را پسر میهمان بشکند، پدر خانواده می گوید :فدای سرت،قضا و بلا بود که رفع شد. بچه ها این رفتارها را می فهمند. پس اگر رفتارهای محترمانه در خانه وجود داشته باشد، بچه ها لوس نمی شوند.

دیگر اینکه حتی فرض کنیم که بچه لوس شود، منحرف شدن بچه واقعاً درد آور است .پس لوس شدن بچه می ارزد ( البته در سن کودکی لوس شدن طبیعی است)به منحرف شدن یعنی لوس شدن به منحرف شدن ترجیح دارد. ما بین بد و بدتر ، بد را انتخاب می کنیم. دادن تلفن همراه خدمت به بچه ها نیست، اگر محبت و احترام را در مورد بچه ها پیاده نکنیم.

ما بی حوصلگی را قبول نداریم. ما حوصله داریم ولی آنرا خرج چیزهای دیگر می کنیم. مادرها می توانند حرص هایی را که در طی یک هفته می خورند بنویسند تا بفهمند که حوصله شان را کجا خرج می کنند. ما هم در مصرف رسانه و هم در مصرف حوصله افراط می کنیم یعنی حوصله مان را مصرف چیزهای دیگر می کنیم.

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *